
مقالهمبتدی
۱۳۹۷/۶/۲۲۵۹۵۵۷
اختیار معامله (Option) قراردادی دوطرفه بین خریدار و فروشنده است که براساس آن خریدار قرارداد، حق(نه الزام و تعهد) دارد که مقدار معینی از دارایی مندرج در قرارداد را با قیمت معین و در زمانی مشخص بخرد یا بفروشد.
براساس این قرارداد، دو طرف توافق میکنند که در آینده معاملهای انجام دهند. در این معامله خریدار "اختیار معامله"، در ازای پرداخت مبلغ معینی، حق خرید یا فروش دارایی مندرج در قرارداد را در زمانی مشخص با قیمتی که هنگام بستن قرارداد تعیین شده است، به دست میآورد.
از اختیار معامله بهعنوان سپر دفاعی در برابر بازار بورسِ در حال سقوط استفاده کنیم
از طرف دیگر، فروشنده قرارداد اختیار معامله، در مقابل اعطای این حق به خریدار با دریافت مبلغ معینی هنگام عقد قرارداد، براساس مفاد قرارداد، آماده فروش دارایی مذکور است. چنانکه از تعریف قرارداد اختیار معامله پیداست، دارنده قرارداد(خریدار) در اعمال حق خود مختار است و به عبارت دیگر هیچ تعهد و الزامی ندارد و در صورت صرفنظر وی از اجرای قرارداد، مبلغی را که در ازای این حق، پرداخته است از دست میدهد. از طرف دیگر فروشنده در صورت تمایل خریدار، مجبور به اجرای قرارداد است.
یکی از فواید مهم اختیار معامله، تطبیقپذیری و توانایی آن برای ارتباط برقرار کردن با داراییهای سنتی مانند سهام شخصی است. این ویژگی به شما امکان میدهد که موقعیت خود را طبق شرایطی که ممکن است در بازار اتفاق بیفتد، تطبیق دهید یا تنظیم کنید. برای مثال میتوانیم از اختیار معامله بهعنوان سپر دفاعی در برابر بازار بورسِ در حال سقوط استفاده کنیم تا ضرر سقوط سهام را کاهش بدهیم یا میتوانیم از آن برای پیشبینی استفاده کنیم یا اگر بخواهیم میتوانیم با استفاده از آنها خیلی محافظهکار باشیم؛ بنابراین استفاده از اختیار معامله را میتوان بهعنوان بخشی از استراتژی وسیعتر سرمایهگذاری توصیف کرد؛ اما این تطبیقپذیری عملی هم مشکلات خود را دارد.
اختیار معامله، اوراق بهادار خیلی پیچیدهای هستند و اگر درست از آنها استفاده نکنیم ممکن است ریسک بالایی داشته باشند. به همین دلیل است که وقتی اختیار معامله را خرید و فروش میکنیم، معمولا با جملهای مثل این مواجه میشویم: «اختیارات شامل ریسکها هم میشوند و برای هرکسی مناسب نیستند. اگر توان ریسک بالا دارید، سرمایهگذاری کنید». اختیار معامله به گروه بزرگتری از اوراق بهادار بهنام اوراق بهادار مشتقه تعلق دارد.
همانطور که گفتیم این نوع از اوراق بهادار معمولا ریسک بالایی دارند و همچنین این توانایی را دارند که اقتصاد را بههم بریزند، اما این تفکر کمی اغراق شده است. معنای «مشتقه» بودن این است که قیمت آن به قیمت چیز دیگری وابسته یا از آن مشتق شده است. مثل آبمیوه که از میوه مشتق است و سس کچاپ که مشتق از گوجه فرنگی است. اختیار معامله از اوراق بهادار مالی مشتق است، یعنی ارزش آنها به ارزش داراییهای دیگر بستگی دارد. مشتق بودن به این معنی است و انواع مختلفی از اوراق بهادار وجود دارند که تحت عنوان مشتق قرار میگیرند، مثلا پیمانهای آتی، قرارداد سلف و قراردادهای معاوضه که خود انواع زیادی دارد.
معنای «مشتقه» بودن این است که قیمت آن به قیمت چیز دیگری وابسته یا از آن مشتق شده است
داشتن آگاهی کافی درباره عملکرد اختیار معامله و اینکه چطور از آنها استفاده مناسب داشته باشیم، به شما کمک میکند سود زیادی در بازار بهدست بیاورید. اگر پایه و اساس قضاوتیِ اختیار معامله برای شما مناسب نیست، اشکالی ندارد. میتوانید بدون قضاوت کردن از این سهام استفاده کنید. حتی اگر تصمیم بگیرید هرگز از اختیار معامله استفاده نکنید، باید بدانید شرکتهایی که در آنها سرمایهگذاری میکنید، چگونه از آن استفاده میکنند. حالا چه این استفاده محافظت در برابر ریسک معاملات ارزی باشد، چه مالکیت را بهصورت اختیار معامله به کارکنان بدهند، خیلی از شرکتهای چند ملیتی امروزی به نوعی از اختیار معامله استفاده میکنند.
قرارداد حق خرید ممکن است بهعنوان ودیعه برای هدفی در آینده در نظر گرفته شود. برای مثال توسعهدهنده زمین ممکن است حق خرید یک پارکینگ عمومی خالی را در آینده داشته باشد، ولی فقط میخواهد در صورتی از این حق استفاده کند که قوانین منطقهبندی خاصی تصویب شوند. توسعهدهنده میتواند حق خرید پارکینگ را به قیمت ۲۵۰ میلیون تومان از زمیندار در هر مقطعی در سه سال آینده خریداری کند. البته زمیندار چنین اختیاری را به رایگان نمیدهد و توسعهدهنده باید مبلغی بپردازد تا آن حق را بهدست بیاورد. در مورد اختیار معامله این هزینه اجرت نام دارد و مقدار آن قرارداد اختیار معامله است. در این مثال، اجرت ممکن است ۶ میلیون تومان باشد که توسعهدهنده به زمیندار میپردازد. بعد از دو سال قوانین منطقهبندی تصویب شدهاند.
اختیار معامله، اوراق بهادار خیلی پیچیدهای هستند و اگر درست از آنها استفاده نکنیم ممکن است ریسک بالایی داشته باشند
توسعهدهنده از اختیار خود استفاده میکند و زمین را به قیمت ۲۵۰ میلیون تومان میخرد، حتی اگر ارزش آن در بازار دو برابر شده باشد. در شرایطی دیگر قانون منطقهبندی تا چهار سال بعد تصویب نشده است، یک سال بعد از انقضای قرارداد اختیار معامله؛ حالا توسعهدهنده باید قیمت بازار را بپردازد. در هر صورت زمیندار ۶ میلیون تومان را نگه میدارد.
اما قراردادهای حق فروش را میتوان بهعنوان بیمه در نظر گرفت. توسعهدهندهی زمین مقدار زیادی سهام مرغوب دارد و نگران است که در دو سال آینده رکود اقتصادی اتفاق بیفتد. او میخواهد اطمینان داشته باشد که اگر سهام بازار سقوط کند، سهام او بیشتر از ۱۰ درصد ارزش خود را از دست نمیدهد. اگر سهام S&P 500 در حال حاضر با ارزش ۲۵۰۰ دلار خرید و فروش میشود، او میتواند قرارداد حق فروش را خریداری کند که به او این حق را میدهد که شاخص را در هر زمانی در دو سال آینده به قیمت ۲۲۵۰ دلار بفروشد. اگر ظرف ۶ ماه بازار ۲۰ درصد سقوط کند، این فرد با ۵۰۰ سهم توانسته است ۲۵۰ امتیاز بهدست بیاورد؛ چون شاخصی که دو هزار دلار قیمت داشته را با قیمت دو هزار و ۲۵۰ دلار فروخته است.
داشتن آگاهی کافی در مورد عملکرد اختیار معامله و اینکه چطور از آنها استفاده مناسب داشته باشیم، به شما کمک میکند سود زیادی در بازار بهدست بیاورید
ضرر کلی آن با توجه به قرارداد حق خرید ۱۰ درصد بوده است. در واقع حتی اگر بازار به صفر برسد، او فقط همان ۱۰ درصد را ضرر میکند. خلاصه اینکه خریدن اختیار معامله هزینههایی را در بر دارد(اجرت آن) و اگر بازار در طول این دوره سقوط نکند، اجرت آن از بین میرود. این مثالها چندین نکتهی مهم را نشان میدهند. اول اینکه وقتی اختیار معامله را خریداری میکنید، این حق را دارید که با آن کاری انجام دهید، ولی اجباری در کار نیست. همیشه این امکان را دارید که اجازه بدهید تاریخ انقضا رد شود، در اینصورت اختیار معامله بیارزش میشود، اما اگر این اتفاق بیفتد شما ۱۰۰ درصد سرمایهگذاری را از دست میدهید؛ این در واقع همان مبلغی است که برای اجرت اختیار معامله پرداخت کردهاید. دوم اینکه اختیار معامله فقط یک قرارداد است که به دارایی مربوطه مربوط میشود. به همین دلیل این اختیار از نوع مشتقات است. در این آموزش، داراییهای مربوطه معمولا سهام یا شاخص سهام هستند، ولی اختیار معامله همیشه در مورد همهی انواع اوراق بهادار مالی مانند اوراق بهادار، ارز، کالاهای مصرفی یا حتی مشتقات دیگر معامله میشوند.
داشتن قرارداد حق خرید به شما موضع معاملاتی خرید در بازار میدهد؛ بنابراین فروشنده قرارداد حق خرید، موضع معاملاتی فروش را دارد. قرارداد حق فروش به شما موضع معاملاتی فروش را در بازار میدهد و فروش قرارداد حق فروش، شما را در موضع معاملاتی خرید قرار میدهد. فهمیدن این چهار نکته خیلی اهمیت دارد، چون به چهار چیزی مربوط میشود که میتوانید با اختیار معامله انجام بدهید؛ خریدن حق خرید، فروختن حق خرید، خریدن حق فروش، فروختن حق فروش.
قرارداد حق فروش به شما موضع معاملاتی فروش را در بازار میدهد و فروش قرارداد حق فروش، شما را در موضع معاملاتی خرید قرار میدهد
افرادی که اختیار معامله را میخرند خریدار(Holder) و کسانی که آن را میفروشند فروشنده(Writer) نام دارند. تفاوت اصلی بین خریداران و فروشندگان این است؛ خریداران حق خرید و خریداران حق فروش(خریداران) اجباری ندارند که خرید یا فروش انجام بدهند. آنها میتوانند اگر بخواهند از حقوق خود استفاده کنند. این ریسکِ خریداران اختیار معامله را محدود میکند، به اینصورت که بیشترین ضرری که ممکن است متوجه آنها باشد، از دست دادن حق اجرت اختیار معامله است؛ اما فروشندگان حق خرید و فروشندگان حق فروش(فروشندگان) مجبور هستند بخرند یا بفروشند. به این معنا که فروشنده ممکن است به قول خود برای خرید یا فروش عمل کند. این یعنی فروشنده اختیار معامله ریسک نامحدود دارد، یعنی ممکن است خیلی بیشتر از قیمت اجرتِ اختیار معامله را از دست بدهد.

اگر می خواهید در بازار بورس اوراق بهادار موفق شوید در ابتدا باید اطلاعاتی درباره اوضاع سیاسی و اقتصاد کلان در ایران و جهان به دست آورید. زیرا مسائل سیاسی بر بورس تهران شدیدا از تأثیر گذار بوده.
بعد از کسب اطلاعات درباره مباحث سیاسی و اقتصادی کشور باید برای بررسی وضعیت شرکت ها و تشخیص کف و سقف قیمتی از ابزارهایی مانند تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی استفاده کنید.
تحلیل وضعیت اقتصادی کشور، بازار، قیمت محصولات، بررسی صادرات و واردات و قیمت ارز و … را در کل تحلیل بنیادی یا فاندامنتال می گویند.
و روش بنیادی در واقع بررسی وضعیت اقتصادی شرکت است تا معامله گر بفهمد آیا سود شرکت بیشتر می شود یا کمتر و بر همان اساس تصمیم می گیرد سهام آن شرکت را بخرد یا بفروشد.
در روش تحلیل تکنیکال معامله گر دیگر کاری به وضعیت اقتصادی و صورت های مالی شرکت ندارد. بلکه تلاش می کند با نرم افزار سابقه ی قیمت سهم را به صورت نمودار یا چارت بررسی کند و تشخیص دهد قیمت سهم در آینده افزایش می یابد یا کاهش.
معامله گر خوب علاوه بر داشتن اطلاعات درباره مسائل اقتصادی و سیاسی، گزارش های شرکت و چارت تکنیکال قیمت سهام بر برخی مفاهیم دیگر نیز مسلط است.
از جمله روان شناسی خود و بازار، داشتن استراتژی معاملاتی، مدیریت سرمایه، تسلط بر احساسات و افکار خود، رعایت انضباط و رفتار حرفه ای، داشتن صبر و خویشتن داری، تحلیلگر خوب شاید اطلاعات و دانش خوبی داشته باشد ولی اگر بخواهد عملا در بازار بورس موفق شود نیاز به داشتن ذهنی آماده و روانی تربیت شده دارد.
مطالعه روی عوامل پایه ای سهم، شرط اول سرمایه گذاری موفق می باشد قبل از سرمایه گذاری بر روی سهم مورد نظر دقت کنید، صورت های مالی شرکت و سوابق قبلی مدیر شرکت را بررسی کنید. توجه داشته باشید که در بحث تحلیل بنیادی (Fundamental) حتی عملکرد صحیح مدیر نیز بر روی قیمت سهم تاثیر خواهد گذاشت.
قبل از سرمایه گذاری، حداقل یک ماه سهم را مورد مطالعه قرار دهید. سابقه سهم را با استراتژی خرید و فروش خود مطابقت دهید و بررسی کنید با سیستم ترید خود چقدر در گذشته سود نصیب شما می شده.
نسبت به سرمایه گذاری در بورس دید بلند مدت داشته باشید. در واقع خرید چند سهم و تشکیل سبد سهام برای کسب سود کلان و آن هم در مدت کوتاه بیشتر شبیه اعتقاد به قرعه کشی و شانس می باشد برای موفقیت در بورس، سرمایه گذار باید سرمایه گذاری خود را با رویکردی منطقی آغاز کند.
به دنبال خرید سهمی باشید که ارزش ذاتی بالایی دارد و تلاش نکنید پیرو اطافیان خود در خرید سهم باشید.
دنبال رو سرمایه گذاری بر روی سهمی که همه هستند نباشید چون ممکن است شما در شیفت اصلاحی خرید کنید و ضرر هم کنید
درگیر نوسانات مقطعی نشوید و نسبت به هیچ سهمی متعصب نباشید! شما به عنوان معامله گری که با هدف موفقیت در بورس وارد این نوع از تجارت می شوید، نه از سودهای پی در پی خوشحال شوید و نه از ضررها و نوسانات بازار بترسید.
برای موفقیت شما باید با دید سرمایه گذاری وارد بازار بورس شوید نه به دلیل شغل و گذران زندگی..! در واقع هزینه فعلی زندگی شما باید از جایی تامین شود تا در صورت ضرر احتمالی، تحمل آن ضرر برای شما آسان شود.
با توجه به تمام توضیحات ارائه شده اگر تازه وارد بازار سرمایه شدید و فرصت یادگیری روش های تحلیل سهم را ندارید و می خواهید در بورس موفق شوید بهتر است که روش غیر مستقیم سرمایه گذاری در بورس را انتخاب کنید.
روش سرمایه گذاری غیر مستقیم توسط شرکت سبدگردان، ریسک معاملات را تا حد چشمگیری کاهش می دهد.

از ویژگی های یک معامله گر موفق می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱.معامله گر موفق می داند ریشه موفقیت او در درون خودش قرار دارد نه در بیرون و در بازار. معامله گر موفق می داند بازار بر اساس خواسته های او عمل نخواهد کرد و همه مسئولیت کارهای خود را بر عهده می گیرد.
۲. از تنبلی دوری می کند چون می داند هیچ موفقیتی آسان به دست نخواهد آمد .
۳. از احساسات مخرب مانند ترس، طمع، سرمستی، غرور، انتقام، ناامیدی و عصبانیت دوری می کند چون این احساسات می توانند بر عقلانیت آنها تأثیر بگذارند و خود شخص را به بزرگترین دشمن خودش تبدیل کنند
۴. انعطاف و قدرت پذیرش اشتباه را دارد هر انسانی ممکن است اشتباه کند اما مهم این است که وقتی به اشتباه خود پی می برد سریعاً جلوی آن را بگیرند و به اشتباه خود ادامه ندهد.
۵. بین بورس و قمارخانه تفکیک قائل است و این دو را شبیه به یکدیگر نمیداند. بورس بازاری مفید برای اقتصاد کشورها می باشد.
۶. از دنباله روی عموم پرهیز می کند. معامله گر موفق با ذهنی آماده و تربیت شده تلاش می کند طبع عموم رفتارنکند.
۷. برای آگاهی از ریسک و خطرهای سهم مدنظر در تلاش است.
۱. در ابتدا که هنوز تجربه کافی در زمینه بورس ندارید باید با مبالغ کم سرمایه گذاری کنید با به دست آوردن تجربه کم کم پول خود را برای سرمایه گذاری افزایش دهید
۲. یک دفترچه معاملاتی تهیه کنید و حتما بعد از هر معامله چه موفق و چه ناموفق آن را یادداشت نموده و تجزیه و تحلیل کنید تا ببینید و تجربه کسب کنید که دلایل پیروزی و شکستتان چه بوده تا با مرور آن بتوانید پیروزی هایتان را بیشتر و شکست هایتان را کمتر نمایید.
۳. مدام به معامله نپردازید بلکه حتما بعد از هر شکست یا پیروزی مدتی استراحت کنید و از بازار دور بمانید تا از دور و با ذهنی آرام تر بازار را بررسی نمایید و برای آمادگی معامله و نبرد بعدی زمان داشته باشید.
۴. هیچگاه از روی ناچاری به سرمایه گذاری در بورس روی نیاورید. سرمایه گذاری در بورس مخصوص زمانی می باشد که شما درآمدی دارید و قصد دارید با اضافه ی درآمد خود فرصت سودسازی و سرمایه گذاری حداقل یک ساله برای رفاه بیشترتان ایجاد کنید.
۵. اینکه اگر در جایگاه یا شغل اصلی خود شخصی بسیار موفق یا سرشناس هستید دلیلی بر موفقیت شما در بورس نحواهد بود. بازار بورس به دلیل ویژگی هایی که دارد با تمام شغل ها و کارهای دیگر شما متفاوت است.
یکی از بزرگترین مشکلات سرمایه گذاران در بورس تصمیم گیری در لحظه می باشد بصورتی که در یک لحظه تصمیم می گیرند سهامی را بخرند یا بفروشند.
این کار کاملا اشتباه می باشد، شخص باید برای معامله در بورس برنامه ریزی و هدف داشته باشد نمی شود که شخص بطور ناگهانی تصمیم به معامه بگیرد چون ممکن است همانطور که به طور ناگهانی تصمیم گرفته به طور ناگهانی هم سرمایه خود را از دست بدهد.
در معامله با استفاده از برنامه ریزی سرمایه گذار بازار و سهام را از قبل به خوبی تحلیل کرده و میداند در چه قیمت ها و چه حجم هایی باید بخریم یا بفروشیم.
۱. سبک و شیوه خود را مشخص کنید و در قالب هویتی مشخص فعالیت کنید یا فردی علمی و دقیق هستید که از قبل برنامه ریزی کرده و از روی آگاهی سرمایه گذاری می کند یا فردی هستید که منابع رانتی دارید و سفته بازید و از این سهم به آن سهم همواره در حال حرکت و تغییر جهت هستید.
۲. قیمت های حدودی برای خرید و حتی فروش را برای هر سهمی یادداشت کنید و حتی مبلغ مدنظرتان را برای هر سهمی به یاد داشته باشید.
۳. حتما برای خود مجموعه ای از قوانین را بنویسید و آن ها را رعایت کنید. این قوانین را بر اساس تجربه شخصی خود یادداشت کنید و هرازگاهی در صورت صلاحدید تغییرشان دهید تا سرانجام به مجموعه قوانین شخصی خود برسید.
۴. پیش از معامله کردن حتماً از نظر روانی و اخلاقی در وضعیت نرمال و مناسبی قرار داشته باشید.
۵. برنامه ریزی معاملاتی سه بخش دارد هر سه بخش را تکمیل کنید: قوانین ورود، قوانین خروج، مدیریت سرمایه.
۶. پیش از آغاز معامله کردن لیست سهام دلخواه خود را بنویسید و روی آن ها مطالعه کنید تا کاملاً فضای معاملاتی آن ها را بفهمید.
۷. همیشه به یاد داشته باشید که اصول پایه ای اقتصاد و فاینانس مهم هستند. در برنامه ریزی معاملاتی خود همیشه به اصول اساسی پایبند باشید و گول صحبت های اغراق آمیز دیگران را نخورید.
۸. روش خرید و فروش سهام خود را از قبل برنامه ریزی کنید. هم استراتژی دقیق خرید داشته باشید و هم استراتژی دقیق برای فروش.
۹. مدیریت سرمایه در معامله گری از تحلیل تکنیکال و بنیادی بسیار مهم تر است. هرگز بیش از ۱۰درصد از سرمایه را به سرمایه گذاری روی یک سهم اختصاص ندهید. اگر موفقیت آمیز بود کم کم بیشتر کنید.
برای فعالیت در بازار بورس نیاز به یادگیری علم تحلیل تکنیکال است.
در بازار بورس سرمایهگذاران به دنبال راهی برای کسب سود هستند. اولین قدم یادگیری مفاهیم اولیه بورس است. یک شخص ابتدا باید اطلاعات ورود به بورس نظیر:
را به صورت کامل یادبگیرد تا بتواند در بازار سرمایه به سود برسد.
ما در این مقاله قصد داریم به مهم ترین مبحث «تحلیل تکنیکال» بپردازیم.
تحلیل تکنیکال که معنای فارسی آن قیمت نمودار است به شخص کمک میکند راه حرکتی سهام را پیدا کرده سهام سود ساز را پیدا کند.
خرید و فروش سهام در بورس به ۴ روش زیر امکان پذیر است:
با در نظر گرفتن اینکه مردم تمایل دارند به صورت آسوده معامله انجام دهند، بهترین روش معامله خرید و فروش آنلاین در بورس است.
این روزها با مراجعه به شعب کارگزاری میتوانید اقدام به دریافت کد بورسی آنلاین کنید.
خرید و فروش آنلاین مزایای زیادی از جمله معامله در لحظه را دارد.
یکی از مشکلاتی که در زمان گذشته وجود داشت، خرید تلفنی یا پرکردن فرم خرید و فروش بود؛ که ممکن بود به علت تاخیر در این امر قیمت سهام شرکت بالا رفته و دیگر نتوانیم سهام را خرید کنیم. یا اگر شما از خرید خود منصرف شوید عملا نمیتوانستید درخواست خرید خود را لغو کنید.
در خرید و فروش آنلاین شما در لحظه میتوانید به خرید و فروش بپردازید. قابلیت حذف یا ویرایش در لحظه را دارید و این امر باعث شده که تمامی کاربران خرید و فروش آنلاین را انتخاب کنند
تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل تکنیکال چیست: روشی برای پیشبینی قیمتها با مطالعه وضعیت گذشته بازار.
در این تحلیل، با بررسی تغییرات، نوسانهای قیمتها، حجم معاملات و عرضه و تقاضا میتوان وضعیت قیمتها در آینده را پیشبینی کرد.

به طور کلی ما در علم تکنیکال با چارت (نمودار قیمت) سروکار داریم. یعنی ما تمام نوسانات قیمت را مشاهده میکنیم و تمام تصمیمات را طبق آن نوسانات میگیریم.
تحلیل تکنیکال در تمامی بازارهایی که نمودار قیمتی دارند، کاربردی است.
تحلیل تکنیکال در بازار بورس، اوراق بهادار، بازار سکه، بازار طلا، بازار دلار کارایی دارد. همچنین برای تحلیل قیمت نفت، زعفران و پسته نیز کارایی دارد؛ اکنون فعالان اقتصادی در این حوزه فعالیت میکنند.
همچنین تحلیل تکنیکال برای تمامی بازارهای جهانی نظیر بازار فارکس کارآمد است. علاوه بر بازارهای گفته شده، حتی برای تحلیل ارزهای دیجیتال مثل بیت کوین، لایت کوین و اتریوم کارایی دارد.
تحلیل تکنیکال در بورس روشی برای تحلیل سهام است.
فعالان بازار سرمایه برای پیش بینی آیندهی سهام در بورس و اتخاذ بهترین تصمیم در لحظهیِ حال حاظر از تحلیل تکنیکال استفاده میکنند؛ اگر سهام شرکتی از لحاظ تکنیکالی موقعیت و شرایط خوبی داشته باشد سهام آن شرکت را خریداری میکنند سپس با علم تکنیکال آیندهی قیمتی سهام را پیش بینی میکنند و با این روش در بازار سود به دست میآورند.
پایه و اصول تحلیل تکنیکال بر سه اصل است.
تمامی مباحث علم تحلیل تکنیکال به این سه جمله ربط دارد.
در تحلیل تکنیکال هر خبر یا اتفاقی تاثیر خودش را بر روی قیمت سهام میگذارد، پس ما متوجه اخبار پشت پرده میشویم.
قیمت سهام بر قالب روند حرکت میکند و سهام نمیتواند به هر سمتی بدون هیچ توجیهی حرکت داشته باشد.
تمامی رفتارهای بازار مدام تکرار میشوند و ما از این تکرار شدن رفتار قیمتی بازار میتوانیم به سود برسیم.
تحلیل تکنیکال ذهنی به معنای تماشای الگوهای نمودار است.
فعالان بازار با تماشای نمودار سهام یکسری از الگوهای تحلیل را برداشت میکنند وطبق آن اشکال نظر میدهند ممکن است برخی افراد بنا بر دلایلی آن الگو را شناسایی نکنند. به این نوع تحلیل، تحلیل ذهنی میگویند.
تحلیل تکنیکال عینی به معنای قیمت گذاری به صورت دقیق است.
تحلیلگران به وسیلهی محاسبات دقیق میتوانند سهام را ارزش گذاری کنند و هدف قیمت سهام شرکت را به دست بیاورند.
معمولا تحلیل عینی دقیقتر است و تحلیلگران بیشتری با آن قیمت اتفاق نظر دارند.
تحلیل تکنیکال بورس در بازارهای مالی روشی است که با آن به پیش بینی آینده بازار میپردازند.
تحلیل تکنیکال در بورس با ساز و کار شرکت کاری ندارد. در تحلیل تکنیکال به جای بررسی بنیاد و کالای شرکت، به عرضه و تقاضای آن شرکت دقت میکنیم.
تحلیل تکنیکال در تمامی بازارهایی که بر اثر عرضه و تقاضا نوسان میکند، کارایی دارد.
جنس تحلیل تکنیکال به صورتی است که ما به رفتار معامله گران دقت میکنیم، و میتوانیم آیندهی سهام شرکت را طبق این رفتار به دست بیاوریم.
تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی از بهترین روشهای تحلیل بازار مالی هستند اما روش تحلیلی هر کدام متفاوت است.
در تحلیل تکنیکال محدودیتهای اندکی وجود دارد که به صورت اجمالی به آنها میپردازیم.
برای سرمایه گذاری سودآور در بورس باید تحلیل تکنیکال را به صورت تخصصی بلد باشیم که در ادامه به آن میپردازیم.
تحلیل تکنیکال به سرمایه گذار کمک میکند تا روند آیندهی سهام یک شرکت را پیش بینی کند و موقعیت خرید و فروش سهام را به دست بیاورد. سرمایه گذار با تماشای تغییر نوسانات گذشته بازار و تحلیل آنها به وسیلهی تکنیکال میتواند روند آینده سهام را تشخیص دهد.
علم تکنیکال دسترنج سالها تحقیق بر روی بازار سرمایه و پدر علم تکنیکال، آقای چارلز داو است که با همکار تجاریاش آقای ادوارد جونز پایههای تحلیل تکنیکال را بنا کردهاند.
ما در این مقاله قصد داریم نتیجهی چند سال مطالعه بر روی تحلیل تکنیکال را به صورت رایگان در اختیارتان قرار دهیم.

برای سرمایهگذاری در بورس شما یا باید مستقیما معاملات خود را انجام دهید یا از واسطههایی برای انجام معاملات خود استفاده کنید. در این مقاله میخواهیم به شما روشی را معرفی کنیم که شما را در برابر خطرات بورس ایمن میسازد.
این روزها که بورس در کشور ما نسبت به هر زمان دیگری داغتر شده است، شاهد ورود افراد زیادی به این بازار هستیم.
خیلی از افراد را دیدهایم که با ضرر از این بازار خارج شدهاند. این افراد به جای اینکه روند اصولی و راه و روش صحیح را در این بازار طی کنند و پله پله به سودآوری منطقی برسند، در تلهی سفتهبازان سهام میافتند و در نقاط اوج یک روند صعودی وارد سهم میشوند و با ضرر از آن خارج میشوند.
اما در این مقاله میخواهیم به شما روشی را معرفی کنیم که شما را در برابر خطرات بورس ایمن میسازد.
اولین کار پس از ورود به بورس
برای سرمایهگذاری در بورس شما یا باید مستقیما معاملات خود را انجام دهید یا از واسطههایی برای انجام معاملات خود استفاده کنید.
اگر میخواهید خودتان مستقیما معامله کنید باید روشهای علمی تحلیلگری و معاملهگری را بلد باشید. برای اینکه حرفهای شوید میتوانید در دوره آموزش بورس شرکت کنید و در کنار یک مربی خوب به رفع اشکال بپردازید. بدین منظور میتوانید از پکیجهای بورس فا استفاده کنید. چرا که علاوه بر آموزش نکات علمی و کاربردی به بیان تجربیات مهم در بازار ایران نیز در این پکیجها پرداخته شده است. علاوه بر آن شما میتوانید با پشتیبانی دورهها در ارتباط باشید و توسط مدرسان کارکشته رفع اشکال نمایید.
اما اگر میخواهید غیر مستقیم در بورس سرمایهگذاری کنید، دو راه وجود دارد.
یک راه این است که سبد خود را به سبد گردان بسپارید. این روش برای سرمایههای بالا مناسب است. و حتما دنبال سبد گردانهای معتبر و ترجیحا دارای گواهی باشید.
این افراد به نمایندگی از شما و تحت نظر شما با سرمایهی شما اقدام به معاملهگری میکنند.

راه دوم خرید واحدهای صندوقهای سرمایهگذاری در سهام است. این صندوقها به نمایندگی از شما سهم میخرند و معاملهگران خبرهی بازار در این شرکتها و صندوقها فعالیت میکنند.
پیشنهاد ما به شما این است که در بدو ورود به بازار سرمایه 70 درصد پول خود را به صندوقها اختصاص دهید و شروع کنید به یادگیری. در حین یادگیری نیز با 30 درصد سرمایهی خود آزمون و خطا کنید تا تمارین را به خوبی فرا بگیرید و حرفهای شوید. برای یادگیری نیز حتما دلایل معاملات خود را یادداشت کنید و سپس با یک مربی چک کنید.
در ادامه به معرفی دو روش غیر مستقیم میپردازیم.
سرمایهگذاری در بورس به واسطهی سبدگردانها
سبد گردان کیست؟
شرکتهای سبد گردان بورس افرادی هستند که مدیریت سبد و سرمایهگذاری را برای افرادی که نمیخواهند مستقیم وارد بورس شوند انجام میدهند.
سود سبدگردان چه مقدار است؟
معمولا سبدگردانها فقط در سود شریک میشوند. این افراد بسته به اندازهی سبد از 10 درصد تا 40 درصد در سود حاصل از معاملات با سرمایه گذار اصلی شریک میشوند.
سبد گردانها چگونه فعالیت میکنند؟
لازم نیست برای سبدگردانی پول خود را به حساب شخص دیگری واریز نمایید. کافیست شما اطلاعات کاربری حساب کارگزاری خود را به وی بدهید. یا اینکه از نرم افزارهای واسطهای استفاده کنید که ویژهی سبدگردانی است.
شما در هر لحظه باید بتوانید وضعیت آخرین معاملات و دارایی خود را از طریق پلتفرم کارگزاری خود و یا از طریق پلتفرم سبدگردانی اختصاصی ببینید.
سبد گردانی برای چه مبالغی است؟
سبد گردانهای حرفهای و تحت نظر کارگزاریها معمولا از یک میلیارد تومان به بالا را میپذیرند. اما برخی معاملهگر خصوصی هستند که سبدهای کمتر را هم میپذیرند.
اما باید توجه داشت که سبدهای کوچک سودهای کمتری دارند لذا سبدگردانهای حرفهای نسبت به آنها میل ندارند. پس گاها سبدهای کوچک ممکن است قربانی سبدگردانهای تازه کار شود.
اگر سبدمان کوچک است چه کار کنیم؟
اگر پول شما در ابتدا کم است به هیچ وجه به سراغ سبد گردانها نروید. چرا که ممکن است کیفیت کار کم باشد.

اگر سبد گردان سبدهای کوچک را بپذیرد، تمرکز وی کم میشود لذا بازدهی او کمتر میشود. از طرفی ممکن است درصد غیر معقولی از شما بگیرد.
اما راه حل چیست؟ راه حل صندوقهای سرمایه گذاری در سهام هستند. که در قسمت بعدی به نحوهی کار آنها میپردازیم.
صندوقهای سرمایهگذاری در سهام
صندوقهای سرمایهگذاری در سهام به نمایندگی از شما یک سبد مطمئن و امن را تشکیل میدهند. معمولا بازدهی صندوقها به بازدهی شاخص کل نزدیک است.
تعدادی از این صندوقها قابلیت خرید و فروش در بورس را دارند که به آنها ETF اطلاق میشود.
شما میتوانید از طریق کد بورسی خود این صندوقها را خرید و فروش کنید. کافیست نماد این صندوق ها را در آنلاین کارگزاری خود سرچ کنید. سپس نسبت به خرید آن اقدام نمایید. برای فروش یا اصطلاحا ابطال هر واحد این صندوق ها نیز از همین طریق می توانید اقدام کنید.
این صندوقها متناسب با سبدی که تشکیل دادند، ارزش متغییر دارند. لذا شما باید در هنگام خرید توجه کنید که ارزش این صندوقها با قیمت آنها تفاوت زیادی نداشته باشد.
این صندوقها سریع نقد میشوند حتی اگر بدترین حالت بازار هم رخ بدهد، با اندکی ضرر میتوان سریع نقد کرد. اگر هم بازار صعودی باشد با بازدهی نزدیک به شاخصکل به شما سود میدهد.
برای مشاهدهی ارزش لحظهای صندوقها باید به سایت tsetmc مراجعه کنید و در قسمت nav ابطال، ارزش ذاتی هر واحد از این صندوقها را بررسی کنید.

همانطور که در سایت فوق مشاهده میکنید، ارزش ذاتی هر واحد سرمایهگذاری صندوق آگاس، 31188 تومان میباشد، در حالیکه قیمت این صندوق 29508 تومان میباشد. در واقع این صندوق در حال معامله شدن زیر ارزش ذاتی خود میباشد.
در ادامه لیست تعدادی از این صندوق ها را برای شما آورده ایم. با توجه به سابقه ی این صندوقها اعم از نقدشوندگی، بازدهی، حمایت حقوقی و … میتوانید نسبت به سرمایهذاری در این صندوق ها اقدام کنید:
معمولا بازدهی صندوقها از بازدهی تک سهمهای خاص کمتر است. لذا اگر نمیخواهید وقت اختصاصی برای معاملهگری بگذارید و به دانش تحلیلگری دست پیدا کنید، باید به بازدهی متوسط صندوقها قانع باشید. اما اگر دنبال بازدهی عالی و سود زیاد در بازار سرمایه هستید، باید خودتان وارد وادی معاملهگری و تحلیلگری شوید.
با توجه به نکات فوق، در ایران افراد تمایل زیادی به خرید واحدهای صندوق و سرمایهگذاری غیر مستقیم در بورس ندارند. چرا که اگر بتوانند به دانش بورسی مناسبی دست پیدا کنند میتوانند بازدهیهای خیلی بیشتر از این صندوقها کسب کنند. اما شرط کسب این بازدهی دانش و مهارت تحلیل تکنیکال بورس و بنیادی در بورس و معاملهگری میباشد.
البته تعداد زیادی از این افراد که از یادگیری مباحث تحلیلی بازار فراری هستند، به سمت گرفتن سیگنال از افراد مختلف میروند. شاید این افراد در بازار صعودی و سراسر سبز سود کنند و شاید بتوانند ماهی بگیرند و خودشان را سیر کنند. اما در بازار منفی یا خنثی یا شرایط دیگر، این افراد متضرر میشوند. در آخر هم با دلی پر از بورس از این بازار خارج میشوند. تنها راه حل نجات این افراد یادگیری ماهیگیری به جای دویدن به دنبال ماهی است.
روش موفقیت (به سبک جان تمپلتون) در بورس: سهام کمطرفدار را دریابید
اگر شما واقعا یک سرمایهگذار بلندمدت هستید، به بازار کساد بعنوان موقعیتی برای کسب درآمد نگاه خواهید کرد. بسیاری ازافراد فقط به سهامی که رشد چشمگیری داشته توجه میکنند.
تعداد بسیار زیادی از این افراد با خرید در سقف قیمت متضرر میشود و سپس بقیه را مقصر میدانند.
شما تازه کار نباشید، کف قیمتی سهام را بشناسید و خرید کنید.
زندگینامه آیکان (سرمایهگذار موفق) سرشار از سرمایهگذاری ریسکپذیر، موفق و البته همراه با اشتباهات بزرگ است.
اما در ادامه سلسله مطالب روانشناسی بازار سهام به بررسی خلاصه زندگینامه جان تمپلتون میپردازیم، فردی که لقب «شکارچی جهانی قیمت مناسب» را یدک میکشد.
این سرمایهگذار مشهور یک توصیه معروف دارد که شاید کاربرد ویژهای در بازار سرمایه فعلی ایران داشته باشد.
او در یکی از اظهارنظرهای خود میگوید «اگر شما واقعا یک سرمایهگذار بلندمدت هستید، به بازار کساد به عنوان موقعیتی برای کسب درآمد نگاه خواهید کرد.»
توصیهای که بارها در بازار بورس تهران از سوی کارشناسان مطرح شده، اما دریغا که در بازار کمعمق ایران انگیزه کسب نوسان در زوتاهمدت حرف اول را میزند.
با این حال باز هم توصیه میکنیم که با مطالعه این بخش از روانشناسی بازار سهام تامل بیشتری در رفتار خود در بازار تامین کنید، شاید شما هم بتوانید با عمل به توصیه تمپلتون در مقام یک سرمایهگذار بلندمدت، آینده موفقی را برای خود رقم بزنید.
کتاب 23 اصل موفقیت وارن بافت در تشریح زندگی این سرمایهگذار موفق نوشته است: جان تمپلتون که اخیرا در 93 سالگی درگذشت از طریق جمع آوری سهام ارزان قیمت در بازارهای نوپا مانند ژاپن و آرژانتین برای صندوق خود «تمپلتون گراس»، در دهههای 1950 و 1960 ـ مدتها پیش از آنکه این بحث به امری عادی بدل شود ـ به سرمایهگذاری مشهور تبدیل شد.
اما اولین سرمایهگذاری عمده او در آمریکا صورت پذیرفت.
در سال 1939، تمپلتون با درک این موضوع که جنگ به بحران بزرگ اقتصادی ده ساله، پایان خواهد داد، به میزان 100 دلار از هر یک از سهامی که در بورس اوراق بهادار آمریکا کمتر از یک دلار معامله میشد را خریداری کرد. او در مجموع 104 نوع سهام خرید که آن دسته از سهامی که دچار ورشکستگی شده بودند را نیز شامل میشد.
چهار سال بعد، برخی از شرکتهایی که تمپلتون در آنها سرمایهگذاری کرده بود ورشکست شده بودند. اما بسیاری از آنها نیز رشد کرده بودند که برخی از آنها به میزان 12500 درصد رشد داشتند! در مجموع تمپلتون سرمایهگذاری اولیه خود به میزان 10000 دلار را به 40000 دلار (بیش از یک میلیون دلار امروز) رساند، که معادل افزایش 41.1 درصد در سال بود.
اگر این روش آشنا به نظر میرسد به این خاطر است که واقعا روشی آشنا است.
این روش بر مبنای اصول بنجامین گراهام قرار داشت. در واقع تمپلتون در دهه 1930 در کلاسی در مورد تحلیل اوراق بهادار شرکت کرد که گراهام آن را تدریس میکرد. دقیقا همچون بافت، تمپلتون نیز شکل منحصر به فردی از سیستم اصلی گراهام را برای خود طراحی کرد.
اولین سرمایهگذاری عمده تمپلتون نمونهای از سرمایهگذاریهایی بود که او در مدت زمان طولانی حرفه سرمایهگذاریاش انجام میدهد:
تنها قیمتهای مناسب را بخرید. سهام محبوب را نادیده بگیرید، همان سهامی که سهامداران اصلی آن حقوقی هستند (و به تبع آن در موقع لازم مورد حمایت قرار میگیرند) و تحلیلگران والاستریت آنها را پیگیری میکنند. خودتان به جستوجو بپردازید تا سهامی را بیابید که افراد کمی به آن علاقمند هستند.
اما تمپلتون نسبت به گراهام و حتی بافت، محدوده وسیعتری را در نظر میگرفت؛ او تمام دنیا را جستوجو میکرد تا شرکتهایی را بیابد که بتوان آنها را با قیمتی بسیار کمتر از ارزش واقعی شان خریداری کرد.
در بازار رو به نزول، خرید کنید. بهترین زمان برای خرید هنگامی است که بازار کساد است و اغلب سرمایهگذاران از جمله حرفهایها از سرمایهگذاری به شدت میترسند.
تمپلتون همچون بافت و گراهام، تنها زمانی سرمایهگذاری میکند که بتواند از حاشیه امنیت زیاد در مورد آن مطمئن باشد. محتملترین زمان برای برخورداری از چنین حاشیه امنیتی، هنگامی است که بازار بسیار ضعیف شده است.
از این لحاظ او شبیه بافت است که در زمان سقوط بازارهای سهام، ولخرجی میکند و در زمانهای دیگر باید ماهها و یا مدت بیشتری صبورانه منتظر باشد تا سرمایهگذاری منطبق با معیارهایش را بیابد. تمپلتون با اتخاذ دیدگاهی جهانی میدانست که تقریبا همیشه میتواند در نقطهای از جهان بازاری رو به سقوط بیابد.
اگر مایل به پیروی از روش او هستید، بر بخش کوچکی از بازار تمرکز کنید و در آن سطح از سرمایهگذاریها، همچون گراهام به خرید سهامی بپردازید که معیارهای شما را تامین کند. برخی از این سرمایهگذاریها ممکن است با زیان همراه شود، اما سودها آنقدر زیاد است که آن زیانها را جبران خواهد کرد.
تمپلتون به دنبال رویدادی است (از قبیل پیدایش جنگ جهانی دوم که به بحران بزرگ خاتمه داد و از شروع رونقی جدید خبر داد) که سرنوشت سرمایهگذاریهای او را تغییر میدهد.
به ندرت پیش میآید که جرقههای موجود اینچنین واضح باشند. اغلب موفقیتهای تمپلتون از این باور او ناشی میشود که بازارها در درون چرخههایی حرکت میکنند که یک بازار کساد ناگزیر پس از یک بازار رو به ترقی میآید و برعکس. بنابر این، این جرقهها تغییرات غیر قابل اجتنابی در بازار ایراد میکنند.
این موارد، اصول اساسی روش سرمایهگذاری او است که در 53 سال بعد از آن نیز ـ البته با اعمال اصلاحات زیاد ـ از آنها پیروی کرد. به غیر از یک مورد استثناء: تمپلتون برای اولین سرمایهگذاری عمده خود در سال 1939 از ابزاری متفاوت استفاده کرد. او 10000 دلار نداشت، بنابراین کل این مبلغ را وام گرفت!
جان تمپلتون در سال 1912 در شهر کوچکی در تِنِسی به دنیا آمد. خانواده او در رفاه زندگی میکردند، اما چندان ثروتمند نبودند. هنگامی که او سال دوم تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه ییل را سپری میکرد، «بحران بزرگ» رخ داد و پدرش به او گفت که دیگر توانایی تامین بودجه تحصیل او را ندارد.
به اینترتیب تمپلتون مجبور شد تا در سالهای پایانی تحصیل در دانشگاه، شغلی برای خود بیابد تا خرج تحصیل خود را تامین کند. در نتیجه مجبور شد تا برای خرید هر چیزی ـ از جمله غذا، لباس، وسایل منزل، و خانه ـ همه جا را به دنبال بهترین قیمت بگردد و در نتیجه یاد گرفت که چگونه قدر یک دلار را بداند.
او تصمیم گرفت تا بودجه خود را گسترش دهد، و کاری کرد که هر یک دلار برای او کار دو دلار را انجام دهد.
این کار به روشی در تمام دوران زندگی او بدل شد. و این کار تحصیل او را تحت تاثیر قرار نداد. او با موفقیت فارغالتحصیل شد و حتی بورسیه دولتی دانشگاه آکسفورد را به خود اختصاص داد.
تمپلتون هنگامی که در دانشگاه ییل بود، همچون گراهام میدید که قیمتهای سهام نوسان بسیار زیادی دارد در حالی که ارزش زیر بنایی آن شرکتها بسیار با ثباتتر بود؛ به همین علت به سهام علاقمند شد.
در دانشگاه آکسفورد گرچه حقوق میخواند، اما در حقیقت خود را آماده میکرد تا مشاور سرمایهگذاری شود و به ویژه به مطالعه درباره کشورهای خارجی پرداخت. به اینترتیب موقعیتی به دست آورد تا سفری به کشورهای اروپایی و ژاپن داشته باشد و از 35 کشور مختلف جهان دیدن کند.
دیدگاه او ـ گرچه هم اکنون عادی شده است اما در دهه 1930 بسیار بدیع بود ـ این بود که بازارهای سرمایهگذاری جهان با یکدیگر مرتبط هستند.
برای تبدیل شدن به یک سرمایهگذار موفق، تنها درک بازار یک شرکت و رقیبان آن، در قلمرو خودش کافی نیست: شما باید چگونگی تاثیر شرکتها و اقتصاد کشورهای خارجی بر سرنوشت آن شرکت را نیز درک کنید.
هنگامی که تمپلتون به آمریکا بازگشت، به بخش جدید مشاوره سرمایهگذاری مریل لینچ در نیویورک پیوست و در سال 1940 یک شرکت مشاورهای تاسیس کرد.
روزهای ابتدایی به سختی پیش میرفت. در پایان جنگ جهانی دوم او هنوز تعداد کمی مشتری داشت، اما ظاهرا نتایج او عالی بود. صحبت از تواناییهای تمپلتون در همه جا پیچید، سرازیر شدن پول به سوی او آغاز شد و در سال 1954 او اولین صندوق سرمایهگذاری جهانی را بنیان نهاد.
در نهایت شرکت او رشد کرد، تا جایی که 300 میلیون دلار را مدیریت میکرد. تمپلتون خود را تا حدی مشغول کارهای مستمر این تجارت دید که احساس کرد زمان کافی برای فکر کردن ندارد.
مانند شوارتز، او نیز بر این باور بود که برای تبدیل شدن به یک سرمایهگذار موفق، لازم است زمان کافی داشته باشید تا منحصرا به تفکر در مورد روند امور بپردازید.
اما به جای آنکه قسمت بیشتری از مسوولیتهای خود را به دیگران واگذار کند، تمپلتون در سال 1968 تصمیم گرفت تا کاملا به این فعالیت خود خاتمه دهد. او تمام دارایی های خود را به مدیریت پیدمونت فروخت و در سن پنجاه و شش سالگی همه چیز را تنها با صندوق توسعه تمپلتون که پیدمونت آن را نمیخواست، دوباره از ابتدا آغاز کرد.
او آمریکا را ترک کرد و از والاستریت به زندگی بسیار آرامتری در باهاماس نقل مکان کرد. علاوه بر این، پس از آنکه قید شهروند آمریکایی بودن را زد و به یک شهروند انگلیسی تبدیل شد، او میتوانست در آنجا معاف از مالیات زندگی کند.
این نقل مکان مدتها بعد باعث شد تا او در مورد پرداخت مالیات، 100 میلیون دلار سود کند، یعنی همان هنگام که در سال 1992 مجموعه صندوقهای سرمایهگذاری مشترک خود را به گروه فرانکلین فروخت.
از نوامبر 1954، یعنی از هنگامی که او صندوق توسعه تمپلتون را تاسیس کرد تا زمانی که فرانکلین آن را از او خرید، تمپلتون بازده مرکب سالیانه معادل 15.5 درصد به دست آورد. در همین مدت شاخص صنعت داوجونز تنها 8.5 درصد در سال رشد داشت.
رکورد صندوق او در بازارهای راکد، حتی از عملکرد او در کسب درآمد، چشمگیرتر بود. طبق مطالعات صورت گرفته، در مدت 20 سالی که به سال 1987 ختم میشود، صندوق توسعه تمپلتون دائما در میان 20 صندوق برتر از 400 صندوق فعال در بازارهای رو به ترقی بود.
اما عملکرد این صندوق به گونهای بوده است که در بازارهای رو به تنزل در میان 5 صندوق برتر قرار داشته است، که نشان میدهد تمپلتون چگونه تلاش میکرد تا به مهمترین هدف هر سرمایهگذار موفق دست یابد: حفظ سرمایه پیش از آنکه در مورد چگونگی افزایش آن نگران باشید.